معنای زندگی....

در زمانی که عشق
با جعبههای قرمز و خرسهای پشمالو تقدیم میشود
دلخوشم به نم نم بارانی
که همهی دلتنگیهایم را میشوید.....
عاشقانه

در زمانی که عشق
با جعبههای قرمز و خرسهای پشمالو تقدیم میشود
دلخوشم به نم نم بارانی
که همهی دلتنگیهایم را میشوید.....
در کودکی چیزی در گوشم زمزمه می کرد گفتم : کیستی گفت: غم
فکر کردم غم عروسکی است که وقتی بزرگ شدم بااوبازی خواهم کرد
ولی وقتی که بزرگ شدم و معنی خوب وبد را فهمیدم دیدم من عروسکی
هستم بازیجه غم
"اشتباهی که کردم در تمام عمرم اعتمادیست که بر چشمان توکردم"
خیلی دوستت دارم
من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه از دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوب هراجی رو به قلبم بزنم نمی خوام گناه بی عشقی بیافته گردنم
نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالیه پر افاده شم وایستا دنیا وایستا دنیامن می خوام پیاده شم
همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم
این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد اون بلیط شانس داره بگو قسمت کی شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست این همه طلسم و ورد جای خوش تو کجاست
روشنایی دلم سخت خاموش است
وقتی تو نیستی
از شب هراس دارم
چگونه می شود صدای خواهش دل را
کنار این همه قفس
به زندان برد
تو می دانی
فراموشی را تا ابدیت نخواهم پذیرف
عاشق و مجنونت شدم كلي پريشونت شدم اما بازم نيومدي
قهوۀ فنجونت شدم شمع تو شمعدونت شدم خاك تو گلدونت شدم اما بازم نيومدي
برف زمستونت شدم رسوا و حيرونت شدم چكچك ناودونت شدم اما بازم نيومدي
آفتاب و بارونت شدم اشكاي قلتونت شدم عطر گلابدونت شدم اما بازم نيومدي
ماه تو ايوونت شدم خراب و ويرونت شدم گل گلستونت شدم اما بازم نيومدي
سه ماه تابستونت شدم الوند و كارونت شدم دشتاي ايرونت شدم اما بازم نيومدي
دنا و هامونت شدم نزديك تر از جونت شدم رگت شدم خونت شدم اما بازم نيومدي
خادم و در بونت شدم اسير زندونت شدم گلاب كاشونت شدم اما بازم نيومدي
يه جوري مديونت شدم سنگ خيابونت شدم راهي ميدونت شدم اما بازم نيومدي
تو سختي آسونت شدم تو دردا درمونت شدم ناجي پنهونت شدم اما بازم نيومدي
لباس و سامونت شدم سارغ ايمونت شدم چشماي گريونت شدم اما بازم نيومدي
لباي خندونت شدم گُشنه شدي نونت شدم آبه فراوونت شدم اما بازم نيومدي
هميشه ممنونت شدم من نِي چوپونت شدم آب تو بيابونت شدم اما بازم نيومدي
شعراي ارزونت شدم عمري غزل خونت شدم تسليم قانونت شدم اما بازم نيومدي
كشتۀ مژگونت شدم حلاك چشمونت شدم رفتمو قربونت شدم اما بازم نيومدي
رفتمو قربونت شدم اما بازم نيومد