تبليغاتX
سياه و سپيد

سياه و سپيد

عاشقانه

مهموني خدا

سلام

ماه هاي سال رو شمرديم تا رسيديم به ماه مهموني خدا...

خيلي قشنگه خدا يه ماه مخصوص واسه مهموني بنده هاش ترتيب داده.

درسته هميشه خدا سفره ي رحمتش رو برامون پهن ميكنه.

اما هممون ميدونيم ك اين ماه يه چيز ديگس!

اولين روزه اي كه گرفتي رو يادته؟ كله گنجشكي!! درسته؟

تا اينكه يه روز به خودت جرات دادي و يه روزه ي كامل گرفتي.

تا ثابت كني ديگه بزرگ شدي....

اميدوارم مهموني امسال از بهترين مهموني هاي عمرمون باشه.

و همه بتونيم ازش درست استفاده كنيم.

 

                 مهمونا قدر صاحبخونه رو بدونين!!

                                  

 

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط عليرضا  | 

روی خط غم

کاش اون روز می دونستم همه کارات کلکه

باید از نگام می خوندی عشقه من برات تکه

 

خیلی ها ازم می پرسن چرا از غم می خونم

می خونم همه بدونن عشقا دوزو و کلکه

 

اگه پروازه دله من روی یه خطه غمه

اگه طول خطه عمرم پره از پیچو و خمه

 

باید از جاده ی غم یه درسه عبرت بگیرم

توی این راه بمونم عشقمو پس بگیرم

 

بازی نکن با دله من دله من بازیچه نیست

دیگه بس کن بی حیا نفست همیشه نیست

 

اگه تنها شدنم ای خدا یه قسمته

پس بزار تنها بمونم تنهایی یه نعمته

 

خواستی بری با رفتنت اشکه منو در بیاری

خواستی بری با رفتنت غم رویه غمهام بزاری

 

خواستی بری با رفتنت یه زخمه کهنه بزاری

حالا می خوای برگردی و تیشه به ریشم بزنی

 

اره بدون کور خوندی و اسیره کارات نمی شم

دیگه برام تو مردی وکابوس رویاهات می شم

 

بزار برو ای لعنتی تو از جونه من چی می خوای

می خوای برات من بمیرم نه بابا کم نمی خوای

 

خدا یاره بی کسونه خدا خیلی مهربونه

تو برو با روزگارت چی می شه خدا می دونه

 

سلام امید وارم همه خوب باشن این ترانه هم غمگینه

 ولی من خیلی ازش خوشم میاد امید وارم خوشتون بیاد

 

در ضمن از از یکی از دوستام تشکر می کنم که هر وقت

 دلم می گیره خیلی کمکم می کنه. ممنونم

 

 

+ نوشته شده در  دهم شهریور 1386ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط عليرضا  | 

معین(حرف دل )

من از این دنیا چی می خوام دو تا صندلی چوبی

 

که منو تو رو بشونه واسه ی گفتنه خوبی

 

 

من از این دنیا چی می خوام یه وجب زمین خالی

 

همون قد که یه اتاقک بشه خونه ی خیالی

 

 

من از این دنیا چی می خوام یه جعبه مداد رنگی

 

بکشم رو تنه دنیا رنگه خوبی و قشنگی

 

 

ادمای دست و دل باز از توی قلک تاقچه

 

بر بردارم بذر محبت واسه ی برارداری  باغچه

 

 

من از این دنیا چی می خوام دو تا بال برای پرواز

 

برم تا روزه تولد برسم به فصل آواز

 

 

برم پیشه بچه هایی که یه لقمه نون ندارن

 

که یه شب با یه دله سیر چشاشونو رو هم بذارن

 

 

بگم غصه ها سر اومد     گریه بس که بهتر اومد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سوم شهریور 1386ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط عليرضا  |